A
سلام ....
اين چند روز رفته بودم سفر ... خوب بود ... بدون فوزي رفتم چون فكر ميكردم ممكنه بهش خوش نگذره ... دفعه هاي پيش با اون رفته بودم ولي اين بار نميدونم من اون و تنها گذاشتم يا اون منو ! به هر حال ميدونم كه اينجا بهش بد نگذشته ...
با بچه ها بودن لذت عجيبي داره كه مطمئنم خيلي از ماها اوتو تجربه گرديم ... ولي من اين بار به گونه اي ديگه اونو تچربه كردم ..
دو تا فسقليه (!)دو سه ساله ... دو تا كوشولوي شيطون و شيرين خيلي راحت گذاشتن وارد دنياي قشنگشون بشم ...
يكي از اين كوشولو ها اسم مو گذاشته بود فسقلي !!!! ... شده بودم فسقليِ فسقلي ها !!
_________________________________________
B
فوزي ! ... وقتي به مامان گفتم كه كاشكي تو رو هم ميوررم گفت اشكالي نداره بعضي وقتها هم تنهايي لازمه ! نميدونم تو اين تنهايي بهت خوش گذشت يا نه ؟!
فوزي اونجا دو نا نينيِ نازو شيطون بودن كه دو تا شون با هام دوست شده بودن .. نميتوني حدس بزني قيافه ي من بين اون بچه ها چه قدر خنده دار شده بود ....
نميخواستم بينشون فرق بزارم براي همين مثلا وقتي يكيشون ميخواست كه بغلش كنم (به قول خودش بلغش كنم !!) بايد اون يكي رو هم بلغ (!)ميكردم ...بعد يكي هم بايد خودمو بلغ ميكرد كه نيوفتم !
وقتي يكيشون ميخواست دوچرخه سواري كنه اون يكي هم اعتراض ميكرد كه ميخواد سوار شه ...كلي داد و بي داد ميكردن تا بالاخره ميشد يه جوري راضيشون كرد كه مثلا نوبتي سوار شيد ...
فوزي تو دنياي بچه ها چيزي به نام قهر و كينه و هر چي لغت اين مدلي (!)هست وجود نداره ...فكر كن تو اوج دعوا بودن با هم ولي به محض پيدا كردن كوچكترين راه حلي كلي با هم دوست ميشدن و شروع ميكردن به بوس كردن هم ديگه انگار نه انگار كه دو ثانيه پيش دست به يقه بودن !!!
به بچه ها كار خلاف ياد دادن اونم جلوي ماماناشون خيلي حال ميده !! (خلاف يعني خلاف قانون مامان ها ) ... بهشون ياد بدي كه ته ديگ آش شعله زردو با انگشتشون بخورن ! .. اين طوري هم بيشتر ميچسبه هم زحمت شستنش كمتر ميشه ! ... هم اينكه ماماني صورت دخملشو ميبينه كه چه خوشگل شده در نتيجه دلش نمياد دعواش كنه !!
...
يه عالمه باهم بازي كرديم شيطوني كرديم ولي فوزي بديش اينجا بود كه اونا ميتونست راحت گريه كنن ولي من نمبتونستم ..
خوشبختانه تو خنديدن مشكل ندارم !!! سر كلاس وسط خيابون تو خواب !!! به ابن فكر نمي كنم كه براي يه دختري به سن و سال من ممكنه قهقهه زدن خلاف باشه (خلاف فانونِ ..؟!)... ولي با گريه كردن مشكل دارم ...
كوشولو موقع خداحافظي گريه كرد ... گفت فسقلي(به قول خودش فيسدلي) نره خونش ... ولي من نميتونستم گريه كنم بگم من نميام خونه !!!!!!!!!!!
....
فوزي ِ خوبم جات خيلي خالي بود عكستو برده بودم به كوشولو نشون دادم شناختت ... يادته ؟ ... همون كوشولويي كه ازت خوشش اومده بود !!!...
خلاصه خوب بود ...ببخشيد طولاني شد !
مواظب خودت باش
دوستت آلي ِ فسقلي
Kiss :* & Love :X
_______________________________________
Z
ازم پرسد تو كي هستي؟.. گفتم من آلاله هستم ... گفت : چي ؟! .. گفتم : آلاله هستم اسمم آلالست ...
گفت چي ميگي ؟!... مامان بابا رو بهش نشون دادم كفتم دختر اونام ...
ولي راضي نشد ... حق داشت گقتن اسمم براي شناخت كافي نيست ... نميدونم دلم ميخواست بهش بگم نميدونم كي هستم .. دلم ميخواست بهش بگم بعضي وقتها فسقلي هستم بعضي وقتها آلي بعضي وقتها آلال بعضي وقتها ..... و همه اين اسم ها يه شخصيت دارن كه نميدونم "من " كدوم يك از اين هاست ...
____________________________________
C(( كودك چهار خصوصيت دارد كه هرگز نبايد فراموش كرد. هميشه بي دليل شاد است و هميشه سرش به كاري مشغول است. وقتي چيزي را ميخواهد تا آن را نگيرد از عزم و اصرارش كم نميشود . و سر انجام ميتواند خيلي راحت گريه كند .))
" به نقل ازپائولو كوئيلو "