من خوبم ...خودم نه، حالم رو میگم...خودم هر قراره باشم ....ولی یادم نیست کجا و چه ساعتی احتمالا نرم هوا هم سرد ...
آدمها جالب ترین موجودات ِ روی زمین هستن ولی هیچ وقت عجیب نیستن ...
دلم یه تعجب ِ گنده ه ه ه ه میخواد...
تو بخواه که رویاهام بیشتر از واقعیت هام جا نگیره ...بعد ممکنه نتونم تشخیص بدم میگیری که ؟! اینقدر زندگیم رویایی و فوقالعاده ست که نمیشه تشخیص داد ...رویا ...رویا هایی از نوع اون هایی که توی نقاشی ِ دالی میشه دید ...نه ... رویاهای من هیچ وقت به اون زیبایی نیست! ...
سهر یادش رفته بود بشکن زدنهامونو یادش انداختم که ما بشکن میزدیم و انتظار داشتیم همه چی ساکن شه ..یادش اومد بشکن زد ساکن شدم ...برگشت نگام کرد گفت چرا نمیای ! بشکن زدم و راه افتادم ...
یادش رفته تابلو بود ...تابلو تر از تابلو ِ توقف ممنوعی که جلوش وایسادیم و فشار دادیم و گفتیم بییییییز ...
خوبیه سهر اینه که به آدم آزادی ِ عمل میده ...یه کمی شاکی میشه از راه رفتن ِ من ولی غیر از این میزاره هر کاری میخوام بکنم ...خودش بد تر از منِ ...ده بار از در ِ اول پاساژ ونک میره تو هی میچرخه ! ...از اون یکی در میرم تو جلوی اون فروشگاه ِ خوشمزه وایمیستم ...اونم سر میخره میاد ! ...ترجیح میدیم بریم بیرون آدمها بد نگاه میکنن اونا نمیفهمن ما فقط از رنگ و روی اونجا خوشمون میاد پول هم به اندازه ی کافی داریم برای اینکه هر چی از اون شکلات خوش مزه ها میخوایم بخریم ..میریم بیرون ...
سهر نمیفهمه که چرا ما رو بد نگاه میکنن ..خوشحالم از اینکه عینک ندارم و نمیتونم ببینم آدمها دارن چه طوری نگامون میکنن ....
با دماغش میبوسدم ...سهررررررررر اون دماغتو جمع کن وقتی منو میخوای ببوسی ...سعی میکنم نبوسمش چون میدونم دماغ ِ من از دماغ ِ اون بزرگتر ِ ...
پسر کوشولو میاد اسفند دود میکنه واسمون ...یکی ما رو تو این دنبا تحویل گرفت جای شکرش باقیست ! ...
سهر میگه دور سر من بچرخون ! ...بهش پول میدم تا ادامه بده میزاره میره ! ... بی معرفت ! ....دوستش میاد پشت سرمون میگه به منم بده ..سهر میپرسه چی بدم؟!! ..مثل احمقها !!
من روزی صد بار تو مخم همه ی اون لحظه ها رو مرور میکنم میخندم اشک تو چشمام جمع میشه به خودم میگم احمق و فکر میکنم چه قدر باحالم که الان میتونم ادامه بدم ...گاهی هم دلم میسوزه که نمیتونم قشنگترین رویامو که در موردِ تولدش بود عملی کنم ...بعد میگم مهم نیست ...
تو مهمی فوزی ! ...از تو نمیشه گذشت ...
دلم یه دابی میخواد ...Dobby...عروسکش هم حتی نیست ...میرزای شیرازی هم نداشت!
دلم کتاب روانشناسی ِ رنجها رو هم میخواد ...پیدا نکردم ..انقلاب هم نداشت !
خوب تا اینجای کار من سه چهار تا درس بینش خوندم ...ادبیات نخوندم زبان نخوندم عربی نخوندم ..تاریخ هنر ا رو نخوندم 10 صفحه موسیقی خوندم ...چند صفحه کارگاه هنر ..و بقیه کتابها رو اصلا یادم نیست ...
فردا امتحان فیزیک دارم و یکشنبه باید دیفرانسیل امتحان بدم ...عید احتمالا یه شمال گردی داریم ...و
خوب تو درست فکر میکنی من رتبم تو کنکور سراسری ِ امسال یا یک ِ یا هشت ! ..اگه این دو تا نشه اسمم و میزارم آلی چون در هر صورت این تنها اسمیه که به من میاد !
میشه یه کار دیگه هم کرد ...این که یه جوری وانمود کنی که خیلی همه چی برات مهم ِ ولی هر اتفاقی میافته بگی به .... مجبورم از یکی مایه بزارم !
فوزی من یه معذرت خواهی بهت بدهکارم .....ببخشید قول میدم از این به بعد ؛ بعد از حمام بزارمت رو شوفاژ نه تو هوای زیر صفر !!!! :*:*:*:* ببخشییییییییییییییییددد خوب :)
With love
دوست بدجنس تو : آلی
. . . . .
خوب ؟!
.. .. .. .. .. ..
Is it love, or just a curse?