من هضم نمیکنم که چرا در مسجد و میبندن ...
میتونن برن اونجا بخوابن .نمیتونن ؟...
فرشها رو میدزدن ؟! بدزدن بخورن نوش جونشون ... مگه این همه معترض نیستن به مرگ کارتن خوابها خوب خسارتشو میدن !
اه ! چرا چرت میگم ... هیچ کدوم از مسائل این زندگی ِ کوفتی اینقدر ساده و بچه گانه حل نمیشن ...میشن ؟
فریاد
------------
این موج به کدوم صخره قراره بخوره ؟
( همه اون چند خطی که میخواستم بنویسم و پاک کنم خلاصش همینه ! )
_----------_
کمی دخترانه رفتار کردن و کمی با عشوه حرف زدن و قدری خنده های مسخره تحویل دادن کافیه براشون .
روتون گلاب .
--------------
اصلا هم بد نیست . من عاشق ِ این سکوتم .
وقتی هستی پر میشم از این سکوت .
وقتی نیستی هم .
اما وقتی هستی ...
مجبورت نمیکنم .
اوه ! عاشقانه برات نمی بافم . سردم .
باید قلم و رنگ مامان رو قرض بگیرم .
کمی سبز بودن ِ وجودم کم شده
اه ! شعر نمیگم برات .
==========
"به سراغ من اگر میایید
پشت ِ هیچستانم "