میدونی که یه جاهایی گره هست , و میتونی این گره ها رو باز کنی , اما دوست داری کسی باشه که گره ها رو پیدا کنه بده دستت , همین ! , فقط بگه مشکل کجاست , بدون ِ این که منتظر ِ کمکی باشی .
نه !
میدونی که باید ذهنت رو متمرکز کنی و کارها رو یکی یکی پیش ببری , میدونی که باید قدم اول رو برداری تا بتونی به چیزایی که میخوای برسی , اما دوست داری یکی بیاد و موقعیت ِ فعلیت رو برات تشریح کنه .
... نه ؟؟
شاید هم فقط یه گول زدن ِ , شاید پاک کردن ِ صورت مسئله ست . هر چی که هست , خیلی مهم نیست !! فقط گفتم که بدونی اعتقادی پشتش نیست . خودم هم بدونم که چه قدر ضعیف شدم ! که کسی باید باشه و بهانه ای باشه برای رسیدن به چیزی که من میخوام !!!
یه وقت هایی هم هست البته دوست داری دروغ بشنوی . که همه چی درسته همه چی درست تر هم میشه مسافرت ِ خوبی در راه ِ و پول های زیادی به جیبِت هجوم میارن آدم مهمی میشی و با آدم ِ مهمی ازدواج میکنی سه تا بچه داری و یکی همیشه داره برات دعا میکنه سر دوراهی گیر کردی تا ده روز ِ دیگه خبر ِ خوش میشنوی یکی بچه دار میشه تو فامیل یکی حالش بده خوب میشه میری دانشگاه بعد میری شوهر میکنی و بچه دار میشی !!! ... همین دروغ ها مدتی مشغولت میکنن بعد هم هیچ اتفاقی نمیافته !, تنها شاید کمی از استرس و نگرانیت کم شه به خاطر ِ حرفها ی قشنگی که در مورد ِ آیندت شنیدی !
البته این دروغها که قسمت ِ من نشد ! ولی قرار هم نیست بشه .
گفتم که گفته باشم .