Monday, October 18, 2004

esamamo ke ye jayi mibinam ZOgh mikonam !

in shero az webloge leylaye leili kesh raftam


م.سرشك

هيچ كس هست كه با قطره ي باران امشب
همسرايي كند و روشني گل ها را
بستايد تا صبح
كه برآيد خورشيد ؟

هيچ كس هست كه در نشئه ي صبح
ساغر خود را بر ساغر آلاله زند
به لب جوباران
و بنوشد همه جامش را
شادي كام گياهي كه ننوشيده از ابر كوير
ساغر روشني باران ؟

هيچ كس هست كه با باد بگويد
در باغ
آشيان ها را ويرانه مكن
جوي
آبشخور پروانه ي صحرا را
آشفته مدار
و زلالش را
كايينه ي صد رنگ گل است
با سحرگاهان بيگانه مكن

هيچ كس هست كه از خط افق
گرد صحرا را
دريا را
مرزي بكشد
نگذارد كه عبور شيطان
از پل نقره ي موج
عصمت سبز علفزاران را
تيره و نحس و شب آلود كند ؟

هيچ كس هست در اينجا كه بگويد
من
روحي هستي را
در روشني سوسن ها
و مزامير گل داوودي
بهتر از مسجد يا صومعه مي بينم ؟
هيچ كس هست كه احساس كند
لطف تك بيتي زيبايي را
كه خروس شبگير
مي سرايد گه گاه ؟

هيچ كس هست
كه انديشه ي گل ها را
از سرخ و كبود
بنگرد صبح در آيينه ي رود
يا يكي هست
درين خانه
كه همسايه شود
با سرودي كه شفق مي خواند
بر لب ساحل بدرود و درود ؟


vali khOb faghat be ellate esmam nabOd !
hamintOri delam mikhast ye ki ye chi gOfte bashe
man belinkam
update karde basham

midOono shaer mige DElam ahle shekayat nis khOob mige dige !

khOobama
taze gach pam baz shOde

..............................