A
من نمیخوام وقتی تو نامه هامو میخونی غمگین باشی . میدونم که بنفش ِ غمگین ِ دیوارها ناراحتت میکرد من نمیخوام دوست جونم ناراحت باشه . فعلا رنگشو عوض کردم .یه سری تعمیرات داره ولی با همین سر کنیم تا من یه کمی بهتر بتونم خونمونو بازسازی کنم . اگه این رنگ اذیتت میکنه بگو عوضش کنم . قربونت هم میرم شدیدا یه چند وقته برات درست حسابی ننوشتم شدیدا دل تنگ میزنم فوزی ِ من .
فوزی جان اعتراف میکنم که معتاد شدم !
واین اعتیاد با به تخت بستن و اینا حل نمیشه .
باید یه کم روم کار کنی ! یعنی روم کار کنیم ! من وتو .
حالیته که ؟
دچار ِ یه نوع بی خیالی شدم . یه نوع بی خیالی به سبک ِ خودم که از شما چه پنهون خیلی مزخرف ِ . یه جوری هرتی پرتی گذروندن و هر چه بادابادا مخ فوت فوتی و این طوریاست. خودت بهتر میدونی ! چون فکر کنم این اعتیادم بلای خانمان سوز شده و تو رو هم اذیت کرده . قربون ِ اون موهای ژولیدت برم قول میدم ترک کنم . زمان هم نمیبره ! . شیدا چی میگه ؟ آهان میگه یه لحظه ست فقط , یه تصمیم ِ . البته اون در یک باب ِ دیگه گفت ولی در این جریان هم صدق میکنه ! تصمیم میگیرم . ها ؟ خوبه ؟ ماچ ِ ما رو پس بده سریع تر که کمبود ماچ دارم شدید! دونقطه آسمون ( آسمون ابری نه ها ! پرُ ستاره )
زوربای یونانی رو که شیدا برای تولدم بهم داده بود رو خوندم .خیلی حال کردم باهاش .
دلم میخواست میتونستم من هم مثل ِ زوربا بعضی حرفها رو بعضی داستانها رو بعضی فکر ها رو برقصم .
وقتی این گفتار لعنتی ازش چیزی بر نمیاد وقتی حرف زدن فقط مایه ی سو تفاهم ِ چه قدر خوب میشد اگه میتونستم برقصم همه این فکر ها رو همه این ماجراها رو .اون وقت جواب نامه ی دوست جون رو میرقصیدم ...
B
حرفم نمیاد !
ABZ
فوزی سعی میکنم زودتر برات بنویسم و کمتر چرت بگم :)