حال ِ من ؟! خوب
تو اولین برخورد رو درروی امروز بابت دیشب از خودم معذرت خواهی میکنم !
میدونم که دنبال ِ بهانه میگردن تا بهم افتخار کنن , اما همین که مواظب باشم باعث ِ خجالتشون نشم فعلا کافیه .
صحبتم سر وظیفه و احساس ِ مسئولیت نیست . درگیر ِ رابطه هام . رابطه هایی که هممون دچارشیم . خانواده .
غزاله وقتی محبتش فوق العاده گل میکنه میگه : عشق ِ من خر ِ من میشی ؟!
درکم داره میره سمت ِ صفر . داره میره ؟؟ بگو نه !
خدا مارال رو برام رسوند ! خیلی وقت بود که الکی سخنرانی نکرده بودم !
با مارال همیشه از درس حرف میزنیم شیطنت هامون و دوست های فراموش شده . هیچ وقت حرف هامون از این سه موضوع فراتر نمیره !
امروز دوست داشتم این خانم دکتررو ماچش کنم !
بهش میگم که رشتم ریاضی ولی میخوام برای دانشگاه هنر بخونم
یه عالمه ذوق میکنه و میگه آآآآآفرین !
من هم کلی ذوق مرگ میشم !
یه حمد و سه تا قل هو الله . بخون خوب ! چیزی که ازت کم نمیشه !
شدیدا معتقدم که نباید گیر بدم به این روز ها !
شدیدا مطمئنم که این روز ها رو باید به حال خودشون رها کرد
شدیدا میخوام که به حال خود باشم .
هستم ها ! همه چی هم خوب .
تو چی ؟؟ چه طوری میگذرونی ؟ همه چی خوب ؟؟
نمیدونم این امضا کردن ها به کجا میرسه .
اما میگم امضا کردنش بهتر از نکردنش ِ .
چی میشه که پسر ها مرد میشن ؟
جواب لطفا .
عینک نمیزام . دیدن ِ همه چیز زیر یک لایه مه با مزه تره .
تو نوشته های من باید دنبال ِ رابطه ی آقای گودرزی با خانم شقایق گشت ؟ هان ؟!